مقالات

شناخت درجات گیاهان دارویی

گروه: مفردات
۲۵ مرداد ۱۳۹۴

هر درجه از داروها نشانى دارد اما نشان بودن دوا به درجه اول آن است كه چون استعمال كند از وى معتدل المزاج قدرى كه مستعمل است در عادت براى حصول‏ اغراض احداث كند وى در بدنش كيفيتى غير محسوس و دليل بر وجود كيفيت نامحسوس بروز آن است چون زياده از شربت خورده شود يا به تكرار تناول نمايد، زيرا كه اگر آن چيز محدث الكيفيت نمى‏بود اثر وى عند تكاثر چرا ظهور مى‏نمود و به همين فرق مى‏كنند در معتدل و در آنچه به درجه اول است چه هر چه معتدل است هر چند زياده از شربت خورند اصلا از وى كيفيتى از كيفيات اربعه پديد نيايد به خلاف هر چه به درجه اول است.

نشان بودن دوا به درجه دوم آن است كه از تناول شربتش كيفيتى زائد محسوس شود اما به افعال بدنى كه حيوانى و نفسانى و طبيعى است مضرتى نرساند ضررى بيّن، يعنى اگر چه فى الحقيقة خالى از اضرار نمى‏باشد اما ضرر او نمايان نمى‏بود مگر آنكه زياده خورده شود از مقدارش و به همين استدلال مى‏كنند بر عدم خلو وى از اضرار.

نکته بسیار مهم: ايراد كرده‏اند كه بعض چيزها گرم است مثلا به درجه دوم چون تربد و محموده و شحم حنظل و مانند آن و بسيار باشد كه از استعمال مقدار معينه او اسهال افتد به افراط و تغيّر در مجراى طبيعى و تضرّر در افعال پديد آيد لا محاله پس حد تام نبود. جوابش آن است اضرار كه از ادويه مسهله به وقوع مى‏رسد بنا بر حرارت دوا نيست بلكه از اسهال اوست و اين امرى است عرضى، زائد بر كيفيات ذاتى. و مراد از عدم اضرار نظر به ذات است قطع نظر از عوارض، پس نقض وارد نيايد. و جواب ديگر آن كه بسيار باشد كه در بدن مواد موذى كامن و پوشيده بود و چون ادويه مذكوره خورده شود سايل نمايد ماده مزبور را به حرارت و بسبب سيلان ماده مستكنّه ضرر در فعل پديد آيد و اين نيز از مبحث خارج است لأن السيلان أمر عرضي فحدوث الضرر منه خارج عن مبحثنا و هو الأثر الذاتي.

نشان بودن دوا به درجه سوم آن است كه از استعمال مقدار معينه او ضرر بيّن در افعال پديد آيد به تقاضاى ذاتى وى، يعنى به مجرد تسخين و تبريد و فائده اين تقييد گذشت و هرچه به درجه سوم است هلاك نمى‏كند مگر آن كه بيشتر و مكرر خورده شود.

نشان بودن دوا به درجه چهارم آن است كه چون مقدار مخصوصه او خورده شود هلاك نماند به مجرد تقاضاى ذاتيه به شرطى كه مقرون به اصلاح نبود و زود تدارك نيابد و گرنه ظاهر است كه سم مطلق به اصلاح حكم دواى غير متعب مى‏گيرد. و ايضا بعد اتفاق شرب اگر تدارك كنند مضرت نمى‏رساند.

و دريابند كه فى الحقيقة هيچ دوا نيست كه مركب القوى نيست زيرا كه مزاج ثانى لازمه مزاج اولى است هرچه گرم است يا سرد لا محاله تحليل و ردع و امثال آن كه از آثار مزاج ثانوى است در وى. اما در عرف عام اين لفظ را اطلاق نمى‏كنند مگر بر دوائى كه به قوتين متضادتين چون حرارت و برودت متكيّف بود همچون كشنيز تر عند الاكثر و مانند آن.

طبيعت بإذن خالقها اثر دواى گرم را به ماده سرد مى‏رساند و اثر دواى سرد را به ماده گرم و اين تصرف اگر بر طبع مفوَّض نمى‏بود دواى مركب در امراض مركب بنا بر اعانت حار حرارت را و مدد بارد برودت را ماده مرض مى‏افزود.

برای تهیه کتاب مفرح القلوب با شماره تلفنهای زیر تماس بگیرید:

02188969071
02188969052
09124859826

ارسال برای شهرستانها مقدور است.

 

منبع: مفرح القلوب
مولف: حکیم ارزانی