مقالات

وقتـی عـزیـزان‌تـان آلـزایمـر می‌گیـرنـد

۱۷ بهمن ۱۳۹۴
 
 
         
 هنگام مواجهه با آلزایمر ما با دو مسئله متفاوت روبرو هستیم. یکی شناسایی خود مسئله و درک ابتلای یکی از عزیزانمان به آلزایمر است و دیگری پذیرش این مسئله.
 
       بعد از ماه‌ها یا حتی سال‌ها انکار، بسیاری از افراد در نهایت متوجه می‌شوند آلزایمر وجود دارد. نقش آن‌ها به فرد مراقب تغییر پیدا می‌کند و چیزهایی از جمله دادن داروهای درمانی را به عهده می‌گیرند. اما در بسیاری موارد افراد وارد مرحله پذیرش نمی‌شوند. برخی از مراقبان هرگز این وضعیت را قبول نمی‌کنند و با این تشخیص و نتایج ناشی از آن به مصالحه نمی‌رسند؛ آن‌ها هرگز نمی‌توانند با این وضعیت کنار بیایند. مغزشان وجود این بیماری را تایید می‌کند اما قلبشان در پذیرش آن با مشکل روبرو است.
 
       اگر دچار این رویکرد باشیم در واقع در یک تله گرفتار شده‌ایم. حقیقتی دردناک که به طور غیرآشکار به مغز ما فشار وارد می‌کند. برای درک و پذیرفتن آلزایمر فردی که به آن عشق می‌ورزیم باید اجازه رفتن بدهیم؛ اجازه رفتن به آن فرد پیشینی که می‌شناختیم و فرد جدیدی که جایگزین آن می‌شود و با توجه به تغییراتی که این فرد در طول زمان پیدا می‌کند، باید آماده باشیم تا باز هم به آن شخص قدیمی‌تر اجازه رفتن بدهیم و فرد جدید را بپذیریم.
 
       ما دوباره باید عاشق کسی شویم که در حال حاضر با آن روبرو هستیم و با عشق پیشین‌مان خداحافظی کنیم. این فرد دیگر هیچ‌وقت به آن شکلی که بود، بازنمی‌گردد.
 
       اگر می‌خواهید با آلزایمر عزیزتان به صلح برسید، رها کردن و عاشق شدن دوباره را یاد بگیرید.
 
 
 
 
منبع: سپید آنلاین